خرید بک لینک
وقتی میخندم،
میفهمم
که جیگرت حال میاد...
پس چرا نخندم؟!


پ.ن: حالا هرچی میخاد بشه؛
بشه ...
منو تو که باهمیم همیشه
دستتم که بالای همه دستاس
پس بزن قدش رفیق :)

چشامونو رو تلخیای دنیا میبندیمو میریم جلو ....

برچسب: نویسنده: نگار اکبری‌پور تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 5:06

رمضان که می آید
همه به یاد آمدن "شب قدر" هستند و من
به یاد نیمه ی رمضان و
آمدن دلداااار کریم خودم ...:)))

پ.ن: باز می لرزد دلم

دستم ...

باز گویی

در جهان دیگری هستم...:)

برچسب: نویسنده: نگار اکبری‌پور تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 5:06

حال امشب یتیمان کوفه را میفهمم... دیگر نمی توانند "علی" را ببینند! مثل من که هیچ وقت نتوانستم لایق دیدار شما شوم.... اما خوش به حالشان! حد اقل پدر شان را حتی یک بار هم که شده، دیده بودند.... دستانش را لمس کرده بودند... من که حتی نمیدانم چشمان شما چه رنگیست! این "رها" یی از شما را نمی خواهم...

برچسب: نویسنده: نگار اکبری‌پور تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 5:06

1."گاهی" باید تاوان بدی! تنها... اونم برای حوادثی که یا هرگز تو باعثش نبودی! یا اندکی و بدون علم به نتیجه اثر داشتی... گاهی این تاوان دادنا دائمی میشه... وایییییییی خدا تموم اش کن خستم:((( 2. چقدر خاطره ها و یاد آوری علایق گذشتم واسم مسخرست!!! کاش وقتی آدم به پشت سرش نگاه میکنه حد اقل خودش خ

برچسب: نویسنده: نگار اکبری‌پور تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 5:06

امتحان کرده ام تمام راههای ممکن را... فایده ای ندارد! فقط باید همه ی گیر های زندگی را "رها" کرد تا "رها" شد... و گرنه گزینه ی غرق شدن همیشه روی میز است.... رها شدن اما دنیای جالبیست:) بهترین نوع اش این است که اصلا نبینی!!! باید فقط چشم هایت را جای "پیغام" به فرستنده اش خیره کنی... پ.ن: دیدید

برچسب: نویسنده: نگار اکبری‌پور تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 5:06

احساس ميكنم
به اندازه ي كافي هم رنگ بقيه شدم و
هيچ خيري هم نديدم!!
بقيه بقيه هستند و
من، منم:)
پ.ن:بايد بيشتر راه خودمو پيش برم ...

برچسب: نویسنده: نگار اکبری‌پور تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 5:06

چه خوب شروع شد

بهتر ادامه پيدا كرد

اما داره خيلي تلخ تموم ميشه....

پ.ن:اينجا...وبلاگ ...رها

برچسب: نویسنده: نگار اکبری‌پور تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 5:06

قطعا امسال هم مريض ميشوي!قطعا دلت تنگ ميشود؛قطعا دل شكسته ميشوي ...قطعا گريه ميكني!و قطعا يك روزهايي از شادي پرواز ميكني...آواز ميخواني؛ميرقصي،ميخندي... دعايم اين است:كه در اين سال نه آنچنان دلت بگيردكه نا اميد شوي و نه آنچنان شاد باشي كه غفلت گرفتارت كند... دعايم اين است:لكيلاتاسوا علي ما فاتكم و ل

برچسب: نویسنده: نگار اکبری‌پور تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 5:06

امروز صبح كه بوي ظلم و نامردي نزديك تر شد؛"بيشتر"رنج كشيديم!؟شايدم "تازه" رنج كشيديم!تازه درك كرديم امنيتم نعمت خوبي بودا...اما ازين بدترش واسه هم نوع هاي دور و نزديكمون ديگه عادي شده!من ايده آل گرام!"فقط"دنبال وطن پرستي نيستم!!!!من ميخام كل جهان "امنيت" و آرامش داشته باشن!تاكيد ميكنم:"كل جهان" من ا

برچسب: نویسنده: نگار اکبری‌پور تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 5:06

دنيا را ميخواهم چكار؟!

وقتي

مزه ي"خنده ات"را

كمرنگ می کند؟!


"چراغ دنيا را خاموش ميكنم"

تا فقط

"تو" به چشم دلم بيايي...


پ.ن:not found!

برچسب: نویسنده: نگار اکبری‌پور تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 5:06

صفحه بندی